مؤلف مجهول
71
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
طغرل چون آگاه شذ قراسنقر را باميران [ و ] لشكر گران فرستاده بوذ كه راه ايشان را نگاه دارذ مسعود و داود شبيخون كردند ايشان را هزيمت كردند هنوز خبر ايشان بسلطان طغرل نرسيده بوذ كه مسعود داود را بديذ بر طغرل زدند پراكنده كردند اندر سنه سبع و عشرين و خمسمايه طغرل راه خوزستان گرفت ايشان در پى ، از خوزستان گريخت به پارس رفت . ايشان در پى ، به كرمان گريخت . ايشان در پى ، به رى رفت . لشكر جمع كرد . مقابل شدند . باز طغرل شكسته شذ . ناپذيد « 1 » شد . سلطنت بر مسعود مقرر شد تا آذربايجان آمذ از آنجا برى آمذ خبر آوردند كه سلطان سنجر حركت خواهد كردن ، لشكر مسعود را [ آ ] نجا رها كرده از بيم پراكنده شدند بجز از خاصگيانش طغرل بازآمد . مملكت را بگرفت . بر در همدان فرود آمذ لشكر عراق با او روى گرفتند . عدل و سياست در جهان گسترد . بعد از هشت ماه روز چهارشنبه دوم ماه محرم از جهان بدر رفت . سلطنت سلطان غياث الدين ابو الفتح مسعود بن محمد يمين [ امير المؤمنين ] چون طغرل نماند پادشاهى بسلطان مسعود مقرر شذ . اندر صفر سنه تسع و عشرين و خمسمايه « 2 » بهمدان آمذ . هيچ كس نماند كه با او عصيان كند تا آن روز كه مسترشد از بغداد روى بكوهستان نهاذ و ار [ و ] نقش بازدار از سلطان روى گردانيد نزد خليفه رفت خليفه را بر آن داشت تا ولايت طلب كند زيرا هيچ خليفه بياذ نياورده بودند . [ گ 13 ب ] نزديك همدان مقابل شدند . هنگام مصاف ار [ و ] نقش كه اين كار كرده بود غدر كرد رو گردانيذ ، ديگران شكستهدل شدند . پراكنده شدند . خليفه روى گردانيد . اموالش را غارت كردند . خليفه را گرفتند . روز دوشنبه دهم ماه رمضان سنه تسع و عشرين سلطان كوچ كرد . بمراغه عزم كرد . يكچند روز آنجا بوذ . گروهى از
--> ( 1 ) . اصل : نابذيد . ( 2 ) . 529 .